arian2012news

http://arianzolfaghari.wordpress.com

  • مصاحبه آرین میرذوالفقاری با رادئو اسرائیل RADIO RADIS IN

  • مصاحبه آرین میرذوالفقاری با شبکه ایران آریائی

قتل فجیع زن وكيل به دست شوهر صيغه‌اي

Posted by arian2012news در نوامبر 20, 2011

دومرد كه در پرونده‌هايي جداگانه متهم به قتل همسرشان شده‌اند، اتهام قتل‌عمد را رد كردند. ، يكي از اين مردان متهم است سه‌بار به قتل همسرش اقدام و آخرين‌بار نقشه‌اش را اجرا كرد.

در ابتداي جلسه محاكمه او، روشن نماينده‌ دادستان به قضات شعبه113 دادگاه كيفري‌استان تهران گفت: خانواده زني به نام شيرين10مرداد سال گذشته به پليس خبر دادند، دخترشان فوت شده‌است.

زماني كه ماموران به خانه شيرين رفتند، شوهر او نادر هم در منزل بود او كه زخمي‌شده‌بود به ماموران گفت، شخصي وارد خانه شده و بعد از زدن او و كشتن همسرش سرقت كرده و گريخته است. مردجوان به بيمارستان منتقل شد اما چون جراحاتش سطحي بود، بعد از پانسمان از بيمارستان مرخص شد. نماينده دادستان تهران ادامه‌داد: بررسي‌هاي ماموران نشان داد، هيچ‌كس روز حادثه وارد خانه نادر و شيرين نشده و اين دو تنها بودند.

همچنين نادر دوباره پيش از اين، اقدام به قتل همسرش كرده اما موفق نشده بود و پزشكي قانوني در نظريه خود عنوان كرد، نادر خودزني كرده‌است به همين دليل او به قتل همسرش متهم است و من به عنوان نماينده دادستان تهران درخواست صدور حكم قانوني را دارم.

در ادامه والدين شيرين به عنوان اولياي دم در جايگاه حاضرشدند و براي دامادشان درخواست صدور حكم قصاص كردند. مادر اين زن درباره دلايلش براي وارد‌كردن اتهام قتل به نادر گفت: پيش از اين دامادم دوبار براي كشتن دخترم اقدام كرده بود. البته دخترم چيزي به من نمي‌گفت و هيچ‌وقت در مورد اينكه با شوهرش مشكل دارد صحبت نمي‌كرد اما به يكي از دوستانش گفته‌بود، يك‌بار شوهرش براي اينكه او را بكشد ترمزدستي ماشين را در سرپاييني خوابانده‌بود و دخترم به طرز معجزه‌آسايي نجات پيدا كرد.

وقتي در اين مرحله موفق نشد يك‌بار ديگر دخترم را به داخل چاله آسانسور خانه ‌انداخت او از دخترم خواسته‌بود چشمانش را ببندد؛ گفته‌بود كه مي‌خواهد غافلگيرش كند، بعد در آسانسور كه باز شده‌، دخترم را به داخل چاله پرت‌كرده و دخترم پنج طبقه سقوط كرده‌بود.

او ادامه‌ داد: آن‌زمان شيرين به من گفت، سقوطش حادثه بود اما به يكي از دوستانش گفته‌بود شوهرش او را به داخل چاله‌ هل داده‌است. زماني كه دخترم كشته‌شد، دست‌وپايش در گچ‌بود و نمي‌توانست هيچ‌ دفاعي از خودش بكند. چون دامادم بدون دليل دخترم را كشت من درخواست مجازات قصاص براي او دارم.

سپس نادر متهم پرونده در جايگاه حاضر شد او اتهام قتل را رد كرد و گفت: من اين اتهام را قبول ندارم. شيرين را دوست داشتم و هيچ‌مشكلي با هم نداشتيم. اگر مشكلي داشتيم شيرين به مادرش مي‌گفت. او ادامه‌داد: من نمي‌خواستم زنم آسيبي ببيند، روزي كه در سرپاييني ماشين راه‌افتاد، يادم رفته‌بود ترمزدستي را بكشم و شيرين خودش اين موضوع را مي‌دانست. در مورد چاله آسانسور هم بايد بگويم در آن‌موقع نمي‌دانم چه شد كه يكدفعه بيهوش شدم و نتوانستم خودم را كنترل كنم و به زنم برخورد كردم و او داخل چاله ‌افتاد.

اين مرد درباره روز حادثه گفت: روز حادثه من و شيرين هر دو در خانه بوديم. دست و ‌پاي همسرم در گچ ‌بود زنگ خانه زده‌شد و در را باز كردم در آن موقع مردي وارد ‌شد و من را با چاقو زخمي كرد؛ شيرين مي‌خواست فرياد بزند كه به او هم ضربه‌زد و او را هم زخمي‌كرد. چون من خودم زخمي‌شده‌بود، نتوانستم به شيرين كمك كنم و او جان داد.

اين مرد كه در همه مراحل بازجويي‌هم مدعي‌شده‌ بود مردي سارق وارد خانه‌اش شده‌است در مورد نظريه پزشكي‌قانوني توضيح داد: من خودزني نكردم مرد سارق كه وارد خانه من شد، ضربات را آرام‌تر به من وارد كرد و من از اين موضوع خيلي ناراحتم كه چرا من زخمي و زنم كشته‌شد او خيلي جيغ‌ مي‌كشيد و به همين دليل هم مرد سارق ضربات عميق‌تری را به او وارد كرد. متهم در مورد اظهارات همسايه‌ها كه گفته‌اند روز حادثه هيچ‌كس وارد خانه اين زوج نشده‌ بود، گفت: من اين حرف را قبول ندارم چون مرد سارق وارد خانه من شد شايد در آن لحظه همسايه‌ها او را نديدند اين دليل محكمي براي اينكه من مرتكب قتل شده‌ام نيست.

او در آخرين دفاع گفت: قتل را قبول ندارم و باز هم مي‌گويم من شيرين را نكشتم. نظريه پزشكي قانوني و گفته‌هاي همسايه‌ها را هم نمي‌پذيرم.

هيات قضات شعبه113 دادگاه كيفري‌استان تهران بعد از پايان اين جلسه براي صدور رأي وارد شورشدند.

قضات شعبه 74 رسيدگي به پرونده‌اي را آغاز كردند كه در آن نيز مردي به قتل همسر صيغه‌اي خودش متهم شده است.

در ابتداي جلسه، فلاح نماينده‌دادستان تهران در توضيح كيفرخواست گفت: مسعود 50 ساله زني به نام سهيلا را كه وكيل دادگستري هم بود به قتل رسانده‌است. اين مرد 20مرداد سال 88 بعد از به قتل رساندن همسرش با خانواده‌او تماس گرفت و موضوع را به آنها گفت و چندماه بعد توسط ماموران بازداشت شد. بنابراين درخواست صدورحكم قانوني در اين خصوص را دارم.

سپس اولياي‌دم خواستار صدورحكم قصاص براي متهم شدند و در ادامه به دستور قاضي شاملو رييس دادگاه، مسعود در جايگاه حاضر شد او گفت: اتهام قتل عمد را قبول ندارم. البته قبول دارم ضربات چاقو را من بر بدن سهيلا وارد كردم. او گفت: من و سهيلا صيغه‌نامه رسمي نداشتيم اما به صورت شفاهي صيغه 99ساله خوانده‌ بوديم. ما با هم در خيابان آشنا شده‌بوديم، من و سهيلا مدتي با هم دوست بوديم در آن زمان تاجر بودم سهيلا به من گفت رابطه ما نبايد غيرشرعي باشد و ما صيغه 99ساله خوانديم.

خانواده من خارج از كشور زندگي مي‌كنند و من در ايران تنها بودم. تقريبا همه اعضاي خانواده سهيلا من را مي‌شناختند و برادرش سعيد كه معتاد بود مرتب از من پول مي‌گرفت. من خانه‌اي در حوالي پارك ساعي داشتم اما به خاطر دوري راه خانه‌اي در ميدان فردوسي اجاره كردم و با سهيلا آنجا زندگي مي‌كرديم. سهيلا درس خواند و وكيل شد. يك دفتر تاسيس كرد به عنوان كارشناس دادگستري هم فعاليت مي‌كرد. البته من پول دفتر را دادم و قرارمان هم اين بود كه همه كارمندان آنجا زن باشند.

متهم گفت: ما عاشق هم بوديم و 14سال با هم زندگي كرديم تا اينكه هشت‌ماه قبل از حادثه يك روز سعيد برادر سهيلا پيش من آمد و گفت سهيلا با مردي به نام رامين كه در شوراي حل اختلاف اداره كار شاغل است، رابطه دارد. او به من گفت تو بي‌غيرتي و بعد از من 800هزارتومان پول گرفت كه شوكر و گاز فلفل بخرد و رامين را بكشد. سه‌روز گذشت و متوجه شدم سعيد باز از من اخاذي كرده است و قصد كشتن ندارد و هرچه گفته دروغ است. برادرزنم به شيشه و كراك اعتياد دارد و به همين دليل هم از من پول مي‌گرفت اما به هر حال من نتوانستم حرف‌هاي او را فراموش كنم و موضوع را دنبال كردم و متوجه شدم واقعيت دارد. زنم با شخصي به نام رامين ارتباط داشت. رامين و سهيلا عاشق هم شده‌بودند و رامين براي سهيلا هديه مي‌خريد.

متهم به قتل ادامه‌ داد: آنها در كارهاي خلاف هم بودند و چندبار موكلان زنم به كانون وكلا شكايت كرده‌ و حتي به جرم جعل و كلاهبرداري هم از او و رامين شكايت شده‌بود. من زنم را تعقيب و مخفيانه كارهاي او را كنترل مي‌كردم تا اينكه يك روز وارد دفتر شدم و شب را هم آنجا ماندم و نامه‌اي را پيدا كردم كه نشان مي‌داد او با يكي از دوستان من هم رابطه داشته ‌است. اين موضوع خيلي ناراحتم كرد، تصميم گرفتم با سهيلا صحبت كنم و به او گفتم اگر مرا نمي‌خواهد مي‌توانيم از هم جدا شويم، اما او مي‌گفت عاشق من است.

كارهاي سهيلا ادامه داشت تا اينكه روز حادثه گفت، مي‌خواهد به دفتر برود. آن روز تعطيل بود اما گفت مراجعه‌كننده دارد. بعد از آن چندين‌بار با او تماس گرفتم جواب نداد ظهر خودش زنگ زد و گفت با موكلش براي ناهارخوردن بيرون رفته‌است و بعدازظهر به خانه برمي‌گردد. چندساعت بعد هر دو ما به خانه رسيديم و من نامه را به او نشان دادم و از وي خواستم توضيح بدهد. بعد براي اينكه سهيلا را بترسانم تا اين كارها را نكند، چند ضربه با چاقو به او زدم نمي‌خواستم او را بكشم و ضربه‌ها هم كشنده‌نبود نمي‌دانم چرا كشته‌شد.

متهم در ادامه گفت: «من چندضربه به شكمش زدم و يك ضربه هم به كمرش برخورد كرد. بعد هم از خانه رفتم. مدتي در اين شهر و آن شهر بودم خسته‌شده‌بودم به تهران آمدم و به دفتر رفتم كارمندان هم زنگ زدند و پليس آمد من هم استقبال كردم كه بازداشت شوم چون خسته‌ شده‌بودم. بعد از دفاعيات مسعود و وكيل مدافعش يك‌بار ديگر متهم در جايگاه حاضر شد و عنوان كرد، اتهام قتل عمد را قبول ندارد. در پايان هيات قضات شعبه 74 براي صدور رأي دادگاه وارد شورشدند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: