arian2012news

http://arianzolfaghari.wordpress.com

  • مصاحبه آرین میرذوالفقاری با رادئو اسرائیل RADIO RADIS IN

  • مصاحبه آرین میرذوالفقاری با شبکه ایران آریائی

طبق معمول هرسال گرانی پوشاک در آشفته بازار عيد نوروز

Posted by arian2012news در مارس 15, 2012

دلمان نمي خواهد دايم از گراني بشنويم. مي خواهيم باور کنيم که همه چيز آرام است و همه چقدر خوشحال هستند. نمي خواهيم درگروه افرادي باشيم که دايم نق مي زنند و نسبت به تورم و بيکاري و مشکلات اقتصادي و اجتماعي اعتراض مي کنند و خلاصه اينکه دوست داريم شرايط به اندازه اي مناسب و نه ايده ال باشد که شرمنده زن و فرزندمان نشويم.
اما چه کنيم که اينها فقط و فقط در رويا امکان پذير است و هنگامي که از در خانه بيرون ميآييم، چه بخواهيم و چه نخواهيم بايد به نبردي نابرابر با گراني و تورم بپردازيم. البته اين اظهارات براي مستضعفان و حقوق بگيران معنا و مفهوم دارد و اقشار مرفه جامعه› گراني و تورم را حس نمي کنند اگر چه شايد آن را درک هم نمي کنند. نکته مهمتر آن است که دولت پذيراي اين تورم و گراني نيست و هرکس که از مشکلات گلايه کند، به سياه نمايي متهم مي شود. متاسفانه با اين روش مديريتي که دولت در پيش گرفته است، کارمندان و کارگران با اين دستمزدهاي ناچيزي که مي گيرند، به زودي با مشکلات عديده اي رو به رو مي شوند و بايد شاهد افزايش تعداد کارتن خوابها البته از نوع افرادي باشيم که کار مي کنند و آبرودار هستند. امروزه شرايط به گونه اي شده که قيمتها لحظه اي افزايش مي يابد و اگر چند روز از خانه خارج نشويم يا به مسافرت در يکي از نقاط دور افتاده برويم، هنگامي که بازمي گرديم مصداق داستان اصحاب کهف مي شويم با اين تفاوت که آنها 300 سال به خواب رفتند و ما فقط چند ماه در بي خبري بوده ايم.
يکي از مواردي که باعث مي شود گراني را باور کنيم، ايام عيد نوروز است. نمي دانيم چه مي شود که با تغيير فصل و آمدن بهار، بايد مردم نيز لباس نو بپوشند و يک باره آنچنان خرج کنند که گويي گنج قارون به دست آورده اند. در اين ميان فرصت براي کسبه مهيا مي شود تا از اين آشفته بازار بتوانند هزينه هاي يک سال گذشته و آينده خودشان را تامين کنند.
اگر چه مي توان از نقاط مختلف و مشاغل گوناگون اين بازار شب عيد گزارش تهيه کرد و گراني در همه ابعاد آن قابل لمس است، اما قصد داريم به گراني پوشاک بپردازيم و از اين بازار خبر بدهيم.
البته قيمت و نحوه عرضه پوشاک را مي توان در دو بازار لباس هاي نو و دست دوم فروشي تعقيب کرد. امروزه پوشاک ملقب به تاناکورا نيز جايگاه خاصي دارد و در ايام عيد مغازه هايي که اين نوع لباس را عرضه مي کنند، بازار داغي دارند با اين تفاوت که قيمت لباس دست دوم تغيير آنچناني نمي کند. اما قيمت پوشاک نو در اين روزهاي پاياني سال بنابر ادعاي بسياري از فروشندگان، بيست تا پنجاه درصد گران تر از سال گذشته شده است. کافي است سري به بازار بزنيم و بدون آنکه سوالي از خريداران بپرسيم، به گفت و گوهايشان توجه کنيم.
بازار تهران به عنوان مرکز خريد و جايي که مي توان اجناس را ارزانتر تهيه کرد، شهرت دارد. آقايي که به همراه همسر و فرزندانش براي خريد به بازار آمده است در مقابل هر مغازه اي که مي ايستد قبل از هر چيز به اعضاي خانواده اش مي گويد: اول قيمت ها را ببينيد، اگر مناسب بود آن وقت بپوشيد و ببينيد که برازنده هست يا نيست؟
وي در پاسخ به اينکه چرا در مورد خريد لباس اين همه حساسيت نشان مي دهد مي گويد: من زياد اهل خريد نيستم و ترجيح مي دهم در اولين مغازه خريد کنم و زود به خانه برگردم اما چه کنم که اگر بخواهم اين طور رفتار کنم بخش قابل توجهي از درآمدم را در همان مغازه اول از دست مي دهم.
همسر اين آقا ميان صحبت وارد مي شود و مي گويد: اين هم که نمي شود به خاطر اينکه پول نداريم مثل گداها بگرديم. بايد لباس دوخت و رنگ خوبي داشته باشد. به عقيده من بهتر است کم بخريم اما يک چيز مناسب بخريم. تازه ما که از آن آدم هايي نيستيم که دايم در مغازه ها پلاس هستند. در تمام طول سال پس انداز مي کنيم و حسرت مي کشيم که در ايام عيد لباس خوب بپوشيم و سرمان را پايين نيندازيم. حال فرض کنيد که من ساکت ماندم و با لباس هاي سال قبل ساختم يا جنس نا مرغوب اما ارزان خريدم. به اين بچه ها که نمي توانم بگويم جلوي فاميل، هم سن وسالها و همکلاسي هايشان شرمنده باشند.
مرد که سکوت کرده و به سخنان همسرش گوش مي داد پاسخ مي دهد: يک مقدار از خارجي ها ياد بگيريد. آنها سالي يک بار لباس مي خرند و مانند ما نيستند که يک النگوي 2 ميليون توماني طلا را بدون آنکه فايده اي داشته باشد به دستشان بيندازند. در مورد بچه ها هم بايد واقعيت را به آنها نشان بدهيم و بفهمانيم که درآمد پدرشان پايين است. بايد صرفه جويي را ياد بگيريم و به فرزندانمان هم بياموزيم که مدام نق نزنند.
زن که گويا از استدلالهاي شوهرش به ستوه آمده است مي گويد: از صبح 50 تا مغازه را سر زده ايم و هر کدام که لباس مناسبي داشته به دليل مشکل مالي نتوانسته ايم بخريم. آقا خيال مي کند که اگر خيابانها را بگردد يک مغازه پيدا مي شود که قيمتش نصف بقيه باشد.
اين خانم خطاب به شوهرش مي گويد: تو از صرفه جويي خارجي ها حرف ميزني اين را هم بدان که کيفيت لباس هاي خارجي صد برابر بهتر از لباس هايي است که ما مي خريم. اين لباس هايي که ما مي خريم هنوز سر ماه نشده، همه درزهايش باز مي شود و بايد رفو کنيم. همين الان لباس هاي خارجي که به قول شما يک سال پوشيده شده، به اسم لباس نو از تاناکوراها مي خريم و چند سال ديگرهم ما مي پوشيم.
از ترس اينکه سوال و جوابهاي يک گزارش باعث نشود که يک خانواده به جان هم بيفتند، از آنها خداحافظي مي کنم. به نظرم مي رسد که نيشتري به زخم هاي چرکينشان زده ام و اگرهرچه زودتر خداحافظي نکنم، خانواده اي که يک عمر با نداري ساخته اند، تحملشان طاق مي شود و يک باره از ادامه زندگي منصرف شوند.
به سراغ دختر و پسر جواني مي روم که دست در دست هم داده و به ويترين مغازه چشم دوخته اند. بدون آنکه خودم را معرفي کنم مي گويم: قيمت لباسها نسبت به سال گذشته زياد هم گران نشده است؟!
آن دو يک باره با تعجب به من نگاه مي کنند و پسر مي گويد: انگار که زياد هم اهل خريد نيستيد؟ همين لباس از دو ماه قبل تا الان 15 هزار تومان گرانتر شده است. البته همه چيز گران شده و مختص لباس نيست. رشته کاري من کامپيوتر است و مي گويند که بازار کامپيوتر در ايام عيد راکد است اما اگر به آنجا سر بزنيد قيمت ها 2 برابر شده است. کرايه هاي ماشين هم نسبت به سال گذشته 2 برابر شده است. خلاصه اينکه از اجاره خانه تا حبوبات و لوازم خانگي، همه چيز گران شده است.
اين جوان ادامه مي دهد: البته قيمتها يک باره گران نشده بلکه به آرامي بالا رفته و مردم متوجه نمي شوند.
وي با اعلام اينکه با داشتن مدرک ليسانس› کارگري مي کند مي گويد: خلاصه اينکه قيمت همه چيز بالا رفته وفقط حقوق من کارگر بالا نمي رود.
اين جوان رو به همسرش مي کند و مي گويد: از صبح تا شب جلو مغازه ها راه مي رويم و لباس هاي خوب را مي بينيم و به به مي گوييم اما وقتي مي خواهيم آنها را بخريم پولمان نمي رسد.
وقتي موضوع تهيه گزارش را به آنان مي گويم خانم جوان نيز وارد بحث مي شود و مي گويد: الان يک مانتو معمولي 60 تا 100هزار تومان است واگر بخواهيم يک دست لباس شامل مانتو شلوار و روسري و کفش بخريم بايد حداقل 180هزار تومان بدهيم. يک نفر از اين آقايان نمي پرسد که شوهر کارگر من از کجا بايد بياورد؟ ما حدود دو سال است که عروسي کرده ايم و هنوز لباس هايي را مي پوشم که از خريد عروسي برايم مانده است.
مرد جوان در ادامه صحبت هاي همسرش مي گويد: يک کلمه مي گوييم گراني و تمام مي شود. هنوز گراني در راه است. اين گراني ها مربوط به مرحله اول هدفمندي يارانه هاست، صبر کنيد مرحله دوم هدفمندي اجرايي شود، آن وقت حالتان را مي پرسم.
وي با اعلام اينکه دولت به همه مردم چراغ سبز کم فروشي را نشان داده است مي گويد: خوشبختانه راه دزدي را ياد گرفته ايم و بدون آنکه بدانيم سر همديگر کلاه مي گذاريم. اکنون براي آنکه مردم نسبت به گران فروشي اعتراض نکنند، در کيفيت و مقدار کالاها تغيير ايجاد مي کنند و به همان قيمت قبلي مي فروشند. اکنون قيمت ماکاروني، پنير، حبوبات بسته بندي، رب و خلاصه بسياري از کالاها تکان نمي خورد اما مردم به وزن اين اجناس توجهي ندارند و نمي دانند که اگر چند ماه قبل رب يک کيلويي را 2 هزار تومان مي خريدند اکنون رب 700 گرمي را 2 هزار تومان مي خرند. وزن برخي اجناس هم غير واقعي است و هيچ کس جنسي را که مي خرد وزن نمي کند!
البته توليد کنندگان نيز حرفهاي خودشان را دارند که در جاي خودش منطقي است. محمد خدامي که در بازار تهران به کار دوخت لباس زنانه مشغول است مي گويد: دلم مي خواهد قيمت يک مانتو 3 هزار تومان باشد و مردم بتوانند روزي يک دست لباس بخرند. در اين صورت کار من بيشتر مي شود و مردم هم دلشان نمي سوزد که بخواهند لباسشان را نو کنند.
وي با اعلام اينکه به راستي چه کسي دلش ميآيد مانتو 100 هزار توماني را پس از گذشت چند ماه بيرون بيندازد مي گويد: مردم ناچار هستند که در خريد کردن احتياط کنند.
اين توليدکننده لباس زنانه با تاکيد براينکه توليد لباس دردسرهاي خودش را دارد مي گويد: تا روزي که قيمت سکه و دلار بالا نرفته بود ما نگراني نداشتيم اما از وقتي که سکه و دلار گران شده با هر کس که صحبت مي کنيم پاسخ مي دهد که دلار گران شده و ديگر حاضر نيست جنسش را با قيمت قبلي بفروشد.
وي از معاملات بازار پوشاک انتقاد مي کند و مي گويد: اکنون جنس را به قيمت نقد مي خريم و اگر بخواهيم وعده اي بخريم بايد نزول آن را بدهيم. از طرف ديگر وقتي مي خواهيم لباس توليد شده را بفروشيم بنکدار آنرا وعده اي از ما مي خرد.
خدامي با نشان دادن چک هايي که بابت فروش لباس دريافت کرده است مي گويد: اکنون چک 6 ماه بعد از عيد را گرفته ايم و تازه معلوم نيست که آن موقع هم نقد بشود. اکنون که بازار داغ است مغازه دار جنس را مي برد و هر چقدر را که نتوانست بفروشد، مرجوع مي کند. دست توليد کننده هم زير سنگ مغازه دار است و چون جنس را چکي فروخته ايم بايد ناز و اداي فروشنده را تحمل کنيم و از روزي که جنس را فروختيم بايد براي فروشنده دعا کنيم که بازار داشته باشد و جنسش را بفروشد.

مقصر اصلي گران شدن کالا ها کيست؟

اما سوال اينجاست که مقصر اصلي در گران شدن کالاها کيست و چه کسي بايد پاسخگو باشد؟ در اين رابطه داريوش قنبري، عضو کميسيون اجتماعي مجلس، گراني را نتيجه بي تدبيري دولت مي داند و مي گويد: دولت قوه مجريه کشور است و تمام برنامه ريزي ها از سوي دولت اعمال مي شود بنابراين اگر کالايي ارزان مي شود بايد از دولت تشکر کرد و اگر هم کالايي گران مي شود بايد دولت را بازخواست کرد.
وي با يادآوري اينکه قبل از آغاز هدفمندي يارانه ها نسبت به گران شدن کالاها هشدار داده بوديم افزود: امروزه شاهد تورم بالاي 25 درصد هستيم و اگر کالاهاي اساسي را نگاهي بيندازيم قيمتها يک جهش سوال برانگيز داشته است.
نماينده ايلام با ابراز تاسف از اجراي سليقه اي قانون گفت: متاسف هستيم که دولت توجهي به قانون ندارد و بدتر آنکه وقتي تبعات اجراي غلط قانون را مشاهده مي کند حاضر نيست به اشتباه خود اعتراف کند.
وي با يادآوري اينکه نمايندگان مردم در خانه ملت بارها نسبت به گراني کالاها تذکر داده بودند گفت: واکنش نمايندگان به رشد بي رويه قيمتها به ويژه در آستانه سال نو، تذکرات کتبي و شفاهي به دولت بود اما با کمال تاسف دولت اين گراني را قبول ندارد.
قنبري با طرح اين مساله که اگر دولت جايي را سراغ دارد که قيمتها در آنجا پايين است اين کمال بي انصافي است که دولت آن آدرس را به مردم ندهد افزود: شايد هم آقايان خودشان از آنجا خريد مي کنند و آدرس آن را به مردم نمي دهند که با مراجعه مردم، کالاهاي آن مراکز تمام نشود!
وي با انتقاد شديد از دولتمردان که در مقابل اذهان عمومي ادعا مي کنند همه چيز در کنترل است گفت: چرا با مردم رو راست نيستند؟ آيا مي شود گراني را از نزديک لمس کرد و منکر آن شد؟
عضو کميسيون اجتماعي مجلس با بيان اينکه دولت در کنترل قيمتها ناتوان است گفت: مردم اين ناتواني دولت را مي بينند و هرگاه که دولتمردان ادعاي کنترل بازار را دارند مردم در بين خودشان از اين رفتار دولت گلايه مي کنند و مي گويند که دولت مردم را گير آورده است.
وي با انتقاد از نحوه اجراي هدفمندي يارانه ها گفت: دولت بايد شهامت آنرا داشته باشد که اشتباهات خود را بپذيرد و نسبت به اصلاح آن هر چه سريعتر اقدام کند.
قنبري با اشاره به حداقل دستمزد کارگران که 330 هزار تومان است گفت: آيا دولتمردان مي دانند با اين مبلغ چگونه مي شود زندگي کرد؟
وي با اشاره به گراني و تورم گفت: بنابراين بود که در اثر هدفمندي يارانه ها وضعيت مردم به ويژه محرومان و نيازمندان بهتر شود اما شاهد هستيم که اين اقشار آسيب پذير همچنان در آرزوي خريد يک لباس مناسب و خوردن يک غذاي مناسب لحظه شماري مي کنند.
عضو کميسيون اجتماعي مجلس با تاکيد بر اينکه نمي توان توليدکنندگان را مقصر دانست گفت: هنگامي که در مدت کوتاهي قيمت دلار از يک هزار به 2هزار تومان مي رسد و سکه بهار آزادي از 400هزار تومان به يک ميليون تومان مي رسد انتظار نداشته باشيد قيمت لباس ثابت بماند.
وي با تاکيد بر اينکه شايد قيمت برخي کالاها به سکه و دلار ربطي نداشته باشد گفت: نکته اينجاست که جامعه تابع يک شوک رواني است و هنگامي که قيمت دلار يا سکه بالا مي رود براي خريد هر کالايي که مراجعه کنيد اين جمله را مي شنويد که » مگر نمي دانيد قيمت دلار دو برابر شده است».
قنبري با تاکيد بر اينکه دولت با ادعاي کنترل بازار و انکار گراني و تورم، وجهه خود را در بين مردم از دست داده است گفت: اينکه هر گاه گراني و تورم به وجود مي آيد آقايان از يک دشمن فرضي سخن بگويند و ادعا کنند که عده اي بسيج شده اند تا دولت را ناکارآمد جلوه دهند، باعث مي شود تا مردم باور کنند دولت به اندازه اي ناتوان است که هر چند وقت يک بار عده اي سرمايه دار مي توانند دولت را به چالش بکشند و کشور را دچار بحران کنند.
وي تاکيد کرد: آنچه اکنون مردم باور دارند اين است که دولت توانايي اداره کشور را ندارد و دايم سعي مي کند گناه را به گردن يک دشمن فرضي بيندازد.
قنبري با اشاره به گراني خودروهاي داخلي گفت: هنگامي که قيمت خودرو توليد داخل که مديريت آن زير نظر مستقيم دولت است يک شبه بين يک تا 4 ميليون تومان گران مي شود، انتظار داريد قيمت پوشاک ثابت بماند؟ کدام آدم عاقلي ماشين داخلي را حداقل يک ميليون تومان گرانتر مي خرد اما جنس مغازه اش را به همان قيمت قبلي مي فروشد؟

گراني و تورم همچنان تهديد مي کند

اما اين گراني ها در حالي اتفاق مي افتد که معاون اول رييس جمهور در حضور وزير صنعت، معدن و تجارت و مسوولان اين وزارتخانه اعلام مي کند که انبارها پر از کالاست و دولت با بمب ارزي، باعث مهار و کاهش قيمت ها مي شود. اين در حالي است که تاکنون از بمب ارزي دولت خبري نيست و آن بمبي که هر لحظه جامعه را تهديد مي کند، گراني و تورم است.
آقايان بايد بپذيرند که همزمان با گران شدن دلار، بسياري از توليدکنندگان و مغازه داران از جمله صنف پوشاک، اجناس خود را نفروختند تا تکليف نهايي دلار روشن شود.
اگرچه برخي هزينه هاي سربار توليد از جمله دستمزد کارگر در نتيجه گراني دلار تغييري نکرد، اما بخش زيادي از مواد اوليه پوشاک همچون دکمه، انواع پارچه، نخ، لوازم چرخ خياطي، دستگاه هاي مرتبط با خياطي و بسياري اجناس ديگر گران شد.
البته پوشاک انواع و اقسام دارد و شامل 3 نوع مردانه، زنانه و بچگانه مي شود. در بين فروشندگان پوشاک، صنف بچه گانه رونق بيشتري دارد و لباس هاي زنانه و مردانه در رتبه هاي بعدي قرار دارند. رضا محمدپور که يک مغازه فروش لباس نوزاد دارد در رابطه با گران شدن لباس کودک گفت: لباس بچه گانه به دو بخش وارداتي و توليد ايران تقسيم مي شود که سود بيشتر در فروش لباس هاي وارداتي است.
وي با اشاره به تجربياتي که در اين صنف به دست آورده است گفت: جامعه امروزي فرزند سالار شده و جلب رضايت کودک بر جلب رضايت همگان سبقت گرفته است.
اين فروشنده لباس کودک با تاکيد بر اينکه فروش لباس کودک بي دردسرتر است گفت: اول اينکه خانواده ها سعي مي کنند کودکشان را تميز بگردانند حتي اگر خودشان لباس مناسبي نپوشند سعي مي کنند براي فرزندشان لباس نو بخرند.
وي جامعه را به 3 گروه پردرآمد، متوسط و کم درآمد تقسيم کرد و گفت: هر کدام از اين اقشار يک نوع لباس براي فرزندشان مي خرند اما مهم اينجاست که همه آنان براي فرزندشان لباس مي خرند.
محمدپور با اعلام اينکه فروشندگي يک نوع روانشناسي مي خواهد گفت: خريدار که از در مغازه وارد مي شود بايد تشخيص بدهيم که جزو کدام گروه است. بنابراين با توجه به وضعيت مالي، لباس برايشان مي آوريم.
وي با تاکيد بر اينکه امروزه لباس هاي چيني کار را براي فروشندگان آسان کرده است گفت: ديگر درد سر نداريم. اکنون تنوع پوشاک چيني بالاست و سود بالايي هم دارد. غلط انداز است و کيفيت رنگآميزي و مدل هاي آن به نوعي است که جلب نظر مي کند.
اين فروشنده لباس کودک با اعلام اينکه لباس هاي چيني کيفيت لازم را ندارد گفت: لباس کودک نبايد هم کيفيت داشته باشد. اين اشتباه توليدکنندگان ايراني است که سعي مي کنند لباس با کيفيت توليد کنند امروزه اولويت خريد لباس با کودکان سپس فرزندان نوجوان و جوان و بعد مادر خانواده است و چون آن کس که بايد پول بدهد پدر خانواده است و توان مالي لازم را ندارد اگر پول اضافي داشته باشد براي خودش لباس مي خرد.
وي با اعلام اينکه اکنون يک جفت کفش يا يک شلوار بچه گانه از لباس بزرگترها گرانتر است گفت: عده اي گمان مي کنند چون لباس بچه گانه کوچکتر است و موارد اوليه کمتري مي برد بايد قيمتش پايين تر باشد. البته اين درست است اما آنچه مهمتر است علاقه پدر و مادر به فرزندشان است. بنا بر اين شايد بتوان چنين گفت که دليل گراني لباس هاي بچه گانه دراثر سو»استفاده از علاقه پدر و مادر نسبت به فرزند است.
محمد پور با تاکيد بر اينکه بازار شب عيد مختص به کودکان است گفت: اگر مي خواهيد دليل اين ادعا را متوجه شويد نگاهي به ديد و بازديدهاي شب عيد بيندازيد و ببينيد که چند درصد پدر و مادرها همان لباس سال قبل را پوشيده اند و چه تعداد از فرزندان نيز لباس نو بر تن دارند؟
وي به روز بودن طرح لباسهاي کودکان و تغييرات سريع مدلها در لباس کودکان را مورد تاکيد قرار داد و گفت: امروزه مدل هاي لباس هاي بچه ها تابع کارتون هاي تلويزيوني است. يک روز لباس با عکس مرد عنکبوتي، يک روز با عکس سوپرمن و روز ديگر با عکس «تن تن» مشتري دارد. وقتي بچه اي در مدرسه با لباس منقش به عکس شخصيت کارتوني جديد وارد مي شود انگار که يک بيماري در مدرسه شايع شده و ظرف يک هفته همه مدرسه را مي گيرد.
وي با تاکيد بر اينکه تنوع در لباس هاي بچگانه همانقدر که مفيد است زيان هم دارد گفت: هنگامي که لباسي به سرعت تغيير مي کند، به سرعت هم بنجل مي شود. بنابراين توليدکننده بايد در توليد آن دقت کند و فروشنده نيز در ميزان خريد آن دقت داشته باشد.
وي در پاسخ به اين سوال که درصد سود فروش چقدر است گفت: امروزه هيچ مغازه اي نمي تواند به سود 10 درصد قناعت کند و کمترين سود بين 30 الي 50درصد است. زيرا فروش لباس مانند خواربارفروشي نيست که تعداد زياد باشد. گاهي در طول روز يک لباس مي فروشيم و گاهي هم 10 لباس مي فروشيم. بنا بر اين بايد سود به اندازه اي باشد که نه تنها هزينه هاي مغازه را جوابگو باشد بلکه هزينه هاي زندگي فروشنده را نيز تامين کند و سود سرمايه اي که خوابيده نيز تامين شود. افزون بر آنکه برخي از مشتريان اهل چانه زدن هستند و بايد قيمت را به اندازه اي بالا بگوييم که پس از چانه زدن و تخفيف دادن، سودي برايمان بماند.
نکته مهم ديگر آن است که بايد در اين ايام مراقب کلمه حراج باشيم و قيمتها را با قبل از حراج مقايسه کنيم تا متوجه شويم که چقدر سود براي يک دست لباس در نظر گرفته بودند.
خانمي که وارد يکي از اين حراجي ها شده است مي گويد: آدم بايد عاقل باشد. من هميشه لباسهايم را در پايان فصل مي خرم و براي سال بعد نگه مي دارم. در نتيجه با آغاز فصل، لباس هاي نو را استفاده مي کنم.
وي در پاسخ به اينکه آيا اين لباس ها از مد نمي افتد گفت: اول اينکه مگر در طول 6 ماه چقدر مدل عوض مي شود؟ از طرف ديگر لباس هايي را مي خرم که زياد به مد ربطي نداشته باشد و بتوان در هر شرايطي استفاده کرد.
وي با تاکيد بر اينکه در ايام حراج فصلي لباس را تا 50 درصد زير قيمت هم خريداري کرده است گفت: من اين را مي دانم که اين فروشنده بايد لباسش را بفروشد تا براي سال آينده از مد نيفتد و پولش هم راکد نشود. بنابراين عجله نمي کنم و سر وقت براي خريد مي روم. آن وقت هم فروشنده حوصله دارد و هم من فرصت دارم.
اين خانم با اعلام اينکه هرگاه در ايام عيد براي خريد به مغازه ها مراجعه کرد با برخورد نامناسب فروشنده روبه رو شده است گفت: متاسفانه کارمندان و کارگران هنگامي مي توانند خريد کنند که پول زيادي به دست ميآورند و براي قشر حقوق بگير اين فرصت در ايام عيد و همزمان با دريافت عيدي محقق مي شود. در نتيجه يک باره براي خريد هجوم ميآورند و مغازه دار نيز اين مساله را مي داند.
وي با اعلام اينکه بارها از زبان فروشندگان شنيده که با ورود يک خريدار به مغازه، به همکارش گفته که بايد پول اين بابا را از چنگش در بياورم گفت: امروزه کاسب ها از دور مي دانند که طرف چند مرده حلاج است و قبل از اينکه آن کارگر يا کارمند عيدي اش را بگيرد برايش نقشه کشيده اند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: